میخواهم بهتر زندگی کنم | ||||
از خدا پرسيدم: خدايا چطور مي توان بهتر زندگي کرد؟ خدا جواب داد : گذشته ات را بدون هيچ تاسفي بپذير، با اعتماد زمان حال ات را بگذران و بدون ترس براي آينده آماده شو. ايمان را نگهدار و ترس را به گوشه اي انداز . شک هايت را باور نکن و هيچگاه به باورهايت شک نکن. زندگي شگفت انگيز است فقط اگربدانيد که چطور زندگي کنيد... مهم این نیست که قشنگ باشی،قشنگ این است که مهم باشی حتی برای یک نفر! مهم نیست شیر باشی یا آهو مهم این است با تمام توان شروع به دویدن کنی. | ||||
نوشته شده در جمعه یکم آبان 1388 14:42 توسط بهرنگ | | ||||
شهادت آب | ||||
ای زنده کننده همه چیز از "آب" سَبَّحَ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ (سوره الحدید : آیه ۱) هر آنچه در آسمانها و زمين است خدا را به پاكى مىستايند و او دانای بزرگوار است
أَوَلَمْ يَرَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ كَانَتَا رَتْقًا فَفَتَقْنَاهُمَا وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاء كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ أَفَلَا يُؤْمِنُونَ (سوره الانبیا : آیه ۳۰) آيا كسانى كه كفر ورزيدند ندانستند كه آسمانها و زمين هر دو به هم پيوسته بودند و ما آنها را از هم جدا ساختيم و هر چيز زندهاى را از آب پديد آورديم آيا ايمان نمىآورند ؟
آب، پيام مهمي براي ما دارد.
پروفسور «ماسارو ايموتو» (Masaru Emoto) معتقد است كه مفاهيم متافيزيكي محيط بر روي تركيب مولكولي آب تأثير ميگذارد. | ||||
نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388 3:51 توسط بهرنگ | | ||||
شاید این جمعه بیاید، شاید... | ||||
ای فرستنده بهترین نجات دهندگان بَقِيَّةُ اللّهِ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ وَمَا أَنَاْ عَلَيْكُم بِحَفِيظٍ اگر مؤمن باشيد بَقِيَّةُ اللّهِ براى شما بهتر است و من بر شما نگاهبان نيستم سوره هود آیه ۸۶
گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی
ps: ای رهبر زمان، ما را دریاب که ما خود از یافتن خویش ناتوانیم! pps: این غروب جمعه دلم خیلی گرفته خیلی (in my whole life)...!!! | ||||
نوشته شده در جمعه هشتم خرداد 1388 20:54 توسط بهرنگ | | ||||
نرم نرمک میرسد اینک بهار... | ||||
ای بیننده ترین و شنونده ترین وَاخْتِلَافِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ وَمَا أَنزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّمَاءِ مِن رِّزْقٍ فَأَحْيَا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا وَتَصْرِيفِ الرِّيَاحِ آيَاتٌ لِّقَوْمٍ يَعْقِلُونَ و درپياپى آمدن شب و روز و آنچه خدا از روزى از آسمان فرود آورده و به آن زمين را پس از مرگش زنده گردانيده است و در گردش بادها براى مردمى كه مىانديشند نشانههايى است سوره الجاثیه
بوی باران ، بوی سبزه ، بوی خاک نرم نرمک میرسد اینک بهار خوش به حال چشمه ها و دشتها ای دل من، گرچه در این روزگار ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم شعر از: فریدون مشیری
ای گرداننده ی قلب ها و چشم ها و ای هماهنگ کننده روزها و شبها و ای دگرگون کننده احوال و حالات حال ما را به نیکو ترین حالها تغییر ده.
| ||||
نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387 23:13 توسط بهرنگ | | ||||
الهی و ربی من لی غیرک | ||||
ای باشکوهترین رَبَّنَا لاَ تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِن لَّدُنكَ رَحْمَةً إِنَّكَ أَنتَ الْوَهَّابُ پروردگارا پس از آنكه ما را هدايت كردى دلهايمان را دستخوش انحراف مگردان و از جانب خود رحمتى بر ما ارزانى دار كه تو خود بخشايشگرى <سوره آل عمران>
الهی، نه جز از یاد تو دل و نه جز از یافت تو جان پس: بی دل و جان ، زندگانی چون توان؟ اي خداي من!
قطره هاي سرشكم را كه از هراس تو بر گونه هايم مي غلتند، مي بيني و دلم را كه از بيم تو مي تپد و اندام هايم را كه از هيبت و شكوه تو لرزانند....
همه اينها بر اثر شرمساري و سرافكندگي از كردارهاي زشتي است كه انجام داده ام؛ و براي همين است فرياد ناله و زاري ام به درگاه تو خاموش گشته و زبانم از سخن گفتن با تو بند آمده است....
یا الله، بی پناهم. پناهم ده... | ||||
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387 0:33 توسط بهرنگ | | ||||
بهترین چیز رسیدن به نگاهیست که از حادثه عشق تر است | ||||
ای دوست داشتنی ترین وَعِندَهُ مَفَاتِحُ الْغَيْبِ لاَ يَعْلَمُهَا إِلاَّ هُوَ وَيَعْلَمُ مَا فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَمَا تَسْقُطُ مِن وَرَقَةٍ إِلاَّ يَعْلَمُهَا وَلاَ حَبَّةٍ فِي ظُلُمَاتِ الأَرْضِ وَلاَ رَطْبٍ وَلاَ يَابِسٍ إِلاَّ فِي كِتَابٍ مُّبِينٍ و كليدهاى غيب تنها نزد اوست جز او كسى آن را نمىداند و آنچه در خشكى و درياست مىداند و هيچ برگى فرو نمىافتد مگر اينكه آن را مىداند و هيچ دانهاى در تاريكيهاى زمين و هيچ تر و خشكى نيست مگر اينكه در كتابى روشن ثبت است (سوره الانعام)
اهل کاشانم. روزگارم بد نیست. تکه نانی دارم، خرده هوشی، سر سوزن ذوقی. مادری دارم، بهتر از برگ درخت. دوستانی، بهتر از آب روان. وخدایی که در این نزدیکی است: لای این شب بوها، پای آن کاج بلند. روی آگاهی آب، روی قانون گیاه. من مسلمانم. قبله ام یک گل سرخ. جانمازم چشمه، مهرم نور. دشت سجاده ی من. من وضو با تپش پنجره ها می گیرم. در نمازم جریان دارد ماه، جریان دارد طیف.
ای الله ، احساس گناه میکنم از اینکه تو اینقدر به من نزدیکی و من اینقدر از تو دور! فکر میکنم که هرگز نمیتونم قطره ای از اقیانوس محبتهایی که در حق من میکنی رو جبران کنم. خدایا سرنوشت مرا خیر بنویس تقدیری مبارک طوریکه بعد از همه سختیها و امتحانات دنیادر عالم باقی محروم از نور پاکت نباشم. ای پاکترین بارها دلم شکست تا ایمان بیاورم به حضورت به اینکه " خدا در دلهای شکسته جای دارد" و اگر نبود آن تلخیها اگر نبود آن سختیها ، حالا حضور شیرینت را با تمام وجود حس نمیکردم! خدایا میدانم و شاهدم بر اینکه خدایی جز تو نیست و تنها تویی که باید او را پرستش کرد و دوست داشت و برای او بندگی کرد و زندگی خود را برای جلب رضایتش گذراند پس ای بخشاینده گناهان مرا از شر شیاطین رانده شده درگاهت و پلیدیها و زشتیها در پناه نور مبارک و رحمت بی انتهایت قرار بده لیاقت مقام "بنده "بودن را از من نگیر و هنگام دیدارت از نافرمانیهایم در گذر و از من راضی باش ای مهربانترین مهربانان دوستت دارم با تمام وجودم ! | ||||
نوشته شده در سه شنبه بیستم اسفند 1387 23:38 توسط بهرنگ | | ||||
بغض قناری ها | ||||
گيرم كه در باورتان به خاك نشستهام
غم غريب كدوم غروبي كه عطر پاييز گرفته بوي تنت؟ | ||||
نوشته شده در یکشنبه یازدهم اسفند 1387 0:0 توسط بهرنگ | | ||||
دروازه بان دل | ||||
اگر كنترل نكنم مي بيني پي در پي گل مي خورم . چون مي دانم ازچه زاويه اي(توپ گناه)رابه طرف دروازه دلها شوت مي كنند. وقتي چراغ ياد خدا خاموش مي شود، غرور به دشمن ((گرا)) مي دهد . شيطان ، حريف قدري است . نمي شود آن را دست كم گرفت. ((جهـاد با نفس )) به همين جهت بالاترين مبارزه است. | ||||
نوشته شده در چهارشنبه سی ام بهمن 1387 19:22 توسط بهرنگ | | ||||
ای الله، سلطان قلبم تو هستی تو هستی... | ||||
ای تنها پادشاه
يُسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ الْمَلِكِ الْقُدُّوسِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ هر آنچه در آسمانها و هر آنچه در زمين است خدا را كه پادشاه پاك ارجمند فرزانه است به پاکی می ستایند سوره 62: الجمعة
جوانی گمنام عاشق دختر پادشاهی شد. رنج این عشق او را بیچاره کرده بود و راهی برای رسیدن به معشوق نمی یافت. مردی زیرک از ندیمان پادشاه که دلباختگی او را دید و جوانی ساده و خوش قلبش یافت، به او گفت پادشاه ، اهل معرفت است، اگر احساس کند که تو بنده ای از بندگان خدا هستی ، خودش به سراغ تو خواهد آمد. ((اگرآن بندگی دروغین که بخاطر رسیدن به معشوق بود،پادشاهی را به در خانه ام آورد چرا قدم در بندگی راستین نگذارم تا پادشاه جهان را در خانه خویش نبینم؟ )) پس از متن : ای الله، لیاقت بندگی راستین را از این بنده حقیرت دریغ نکن! منبع: پرواز به سوی موفقیت | ||||
نوشته شده در دوشنبه نهم دی 1387 23:59 توسط بهرنگ | | ||||
سگی بگذار ، ما هم مردمانیم... | ||||
ای بزرگ ترین
أَفَمَن زُيِّنَ لَهُ سُوءُ عَمَلِهِ فَرَآهُ حَسَنًا فَإِنَّ اللَّهَ يُضِلُّ مَن يَشَاءُ وَيَهْدِي مَن يَشَاءُ فَلَا تَذْهَبْ نَفْسُكَ عَلَيْهِمْ حَسَرَاتٍ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِمَا يَصْنَعُونَ آيا آن كس كه زشتى كردارش براى او آراسته شده و آن را زيبا مىبيند خداست كه هر كه را بخواهد بىراه مىگذارد و هر كه را بخواهد هدايت مىكند پس مبادا به سبب حسرتها بر آنان جانت برود قطعا خدا به آنچه مىكنند داناست
P.S: ای یگانه عشق جاوید من ، کوچکترین بندگانت بسویت زاری میکند: عزیزم، اگر خواست تو بر این قرار گرفت که گناهی از من سر زند آنرا در نظرم زیبا قرار نده تا گرگ درونم ذره ذره جان دهد. | ||||
نوشته شده در جمعه بیست و نهم آذر 1387 23:35 توسط بهرنگ | | ||||
تو را من چشم در راهم ، شباهنگام... | ||||
ای شنونده ترین نجوای شباهنگام دل عاشقانت يَا أَيُّهَا الْمُزَّمِّلُ اى جامه به خويشتن فرو پيچيده قُمِ اللَّيْلَ إِلَّا قَلِيلًا به پا خيز شب را مگر اندكى
نِصْفَهُ أَوِ انقُصْ مِنْهُ قَلِيلًا نيمى از شب يا اندكى از آن را بكاه أَوْ زِدْ عَلَيْهِ وَرَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلًا يا بر آن بيفزاى و قرآن را شمرده شمرده بخوان
تو را من چشم در راهم شباهنگام در آن نوبت كه بندد دست نيلوفر به پاي سرو كوهي دام قربونت برم خدا که چقدر بندگانت برای تو عزیزند و تو چقدر بین انها غریبی رو زمین. | ||||
نوشته شده در یکشنبه دهم آذر 1387 22:30 توسط بهرنگ | | ||||
کلام کلمه زنده خدا درباره اشک خدا | ||||
ای همیشگی ترین همراه انجیل شریف برنابا ((فصل ۱۹۹)) (۱) همانا که خدا چندان غنی است در رحمت خود حتی اینکه یک قطره اشک از کسیکه نوحه میکند به تاسف خشم آوردن بخود خدای را ،همه دوزخ را خاموش میکند به آن رحمت بزرگی که خدا او را به آن امداد می فرماید با اینکه آبهای هزار دریا اگر پدید شود کفایت نمیکند برای خاموش نمودن شراره ای از زبانه دوزخ! (۲) پس از اینرو خدا میخواهد از برای خذلان شیطان و اظهار جود خود که به رحمت خود هر عمل صالح را اجری حساب کند برای بنده مخلص خود (۳) و دوست میدارد از او که این چنین با غیر خود معامله نماید (۴) اما انسان در خصوص نفس خود پس بر او است که حذر نماید از گفتن " من اجر دارم " زیرا که او به سزای خود خواهد رسید | ||||
نوشته شده در جمعه یکم آذر 1387 19:43 توسط بهرنگ | | ||||














